تبلیغات
حصیر خاكی - من قدرت دارم پس پاسخگو نیستم ؟!
تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1391 | 09:23 ب.ظ | نویسنده : حصیر خاكی

بعضی از شغل ها به دلیل ماهیت خاص شان ، نیاز به آدم های خاصی هم دارند . بخصوص مشاغلی که با اعمال قدرت و انجام مجازات همراه است . مناصب قضایی ، نظامی و انتظامی و ... از این گونه اند و به دلیل همین ذات و ماهیت ، نیاز به افرادی است که اولاً از نظر شخصیتی و روانی انسان های مستحکمی باشند و این استحکام شخصیتی ، نیازمند نوعی خودساختگی مبتنی بر ژنتیک و تربیت خانوادگی و اجتماعی ، به علاوه ی آموزشهای عمومی و اختصاصی می باشد .

تصور کنید که شخصی در سنین جوانی ، قلم یا سلاحی در اختیار داشته باشد که با آن بتوان کسی را متهم نمود ، دستگیرش کرد ، به بند و حصرش کشید ، جریمه اش کرد ، شلاقش زد ، از حقوق طبیعی محرومش نمود ، برایش حکم اعدام صادر کرد و ... و این صادر کننده و مجری حکم ، از سلامت روانی ایده آلی هم برخوردارنباشد و تربیت و آموزش کافی هم ندیده باشد ، آیا این احکام بی طرفانه و در کمال انصاف و عدالت صادر می شود ؟ آیا قانون و عرف و عقل و شرع ، مد نظر قرار می گیرد ؟ آیا قوانین موجود که قاعدتاً باید " تنظیم و تنسیق حقوقی فهم و اراده ی جمعی " باشد ، به خوبی اجرا می گردد ؟ آیا قاضی می تواند از عهده ی توجیه حکمش برآید ؟ آیا حقوق متهم و حتی مجرم ، زیر پا گذاشته نمی شود ؟ آیا کسی هست که بر قاضی و بازجو نظارت کند ؟ آیا حق دفاع و اعتراض ، بر اساس قانون ، برای متهم و محکوم وجود دارد ؟ و آیا ...

شاید گفته شود که متهمان خطا کرده اند ، جنایتکار هستند ، حقوق دیگران را نقض کرده اند ، علیه منافع و امنیت ملی اقدام نموده اند و ... هرچه می خواهد باشد و درست به همین دلیل است که محکومان از حقوقی برخوردارند که احیاناً مورد ظلم و ستم مضاعف واقع نشوند ، مجازاتشان بیش از حد نباشد ، بتوانند از تفسیرهای قانونی به نفع خود استفاده کنند و اگر احتمالاً ، بی جهت مورد اتهام قرار گرفتند ، فرصت و امکانات کافی ، برای اثبات بی گناهی خود را داشته باشند و بتوانند شرافت خود را باز ستانند . حکایت مجازات در کشور ما چگونه است ؟ در آمارهای اعلام شده از طرف مسئولین ، با افتخار تمام ، از افزایش تعداد بازداشت ها و کشفیات و احکام صادر شده ، آن هم در سریع ترین زمان ممکن ، یاد می شود ، اما حقوق مجرمان در کجای کار قرار می گیرد ؟

متهمی که در اتاق بازجو و کارآگاه و قاضی ، مورد هتک حرمت و فحش و تحقیر قرار می گیرد به کجا می تواند شکایت ببرد ؟ آیا اصلاً حق شکایت دارد ؟ و اگر هم شکایت کند آیا مسموع واقع می شود ؟ و اگر مسموع واقع شود ، چگونه می تواند آن را ثابت کند ؟ آن هم در اتاقی دربسته که هیچ ناظر بی طرفی در آن حضور ندارد و یا هیچ دوربینی آن را کنترل نمی کند ؟ و تازه پس از ادعای محکوم بی پناهی که مورد ستم قرار گرفته و عدم اثبات آن ، این فرد محکوم است که باید پاسخ گوی شکایت قاضی و بازجو باشد که ادعای شرافت و حیثیت می کنند !

پدرم سال ها پیش ، برای پی گیری موضوعی به اتاق یک قاضی رفته بود که مشغول هتاکی و فحاشی نسبت به پدر و پسری بود که علیه شان شکایت شده بود و با عصبانیت آن ها را تهدید می کرد که پدرشان را در می آورد ! بنده خدا ابوی من ، که دید اوضاع خراب است ، بیرون آمد و فردای آن روز مراجعه نمود که قاضی پرسید چرا دیروز تشریف بردید ؟ پیرمرد جواب داد که با آن عصبانیت و خشمی که شما داشتید ، صلاح ندیدم که خواسته ام را مطرح کنم . و قاضی گفت که آن ها حقشان بود و شما خودتان را ناراحت نکنید و غصه ی آن ها را نخورید !

در اتاق های در بسته و تاریک آگاهی و بازجویی و ... چه می گذرد ، خدا می داند ! معنی دقیق بازجویی های فنی چیست ؟ من نمی دانم ، ولی همین قدر می دانم که پس از طی این مراحل فنی ، فرد متهم به جرایم ناکرده هم اعتراف می کند و البته بعداً در دادگاه زیرش می زند ! برخورد های انتظامی ، امنیتی و احکام قضایی باید توجیه اخلاقی و قانونی داشته باشد و نه تنها توجیه ، بلکه باید حساب پس بدهد و البته باید زمینه های پس دادن حساب هم در ساختار حقوقی ما فراهم باشد و به قول میشل فوکو : " مجازاتی که حساب پس ندهد ، هر چند توجیه شود ، همواره همان بیداد خواهد بود ... "



  • قیمت طلا بازار
  • سمفونی
  • ضایعات